بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

265

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

او متلبس بود بحجتى ظاهر كه آن عصاويد بيضا و غير آنهاست فَتَوَلَّى بِرُكْنِهِ اى فتولى مع ركنه و مراد از ركن جنود فرعونست يعنى پس برگشت فرعون از قبول قول موسى با لشگريان خود وَ قالَ ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ و گفت فرعون كه موسى جادوگر است يا ديوانه فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ پس گرفتيم او را با لشگريان او فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ پس بيفكنديم همهء ايشان را در دريا و همه را مستغرق فنا گردانيديم وَ هُوَ مُلِيمٌ در حالتى كه آن فرعون اتيان كننده بود به چيزى كه بسبب آن موجب ملامت و افكندن در دريا ميشد و جملهء وَ هُوَ مُلِيمٌ حالست از ضمير مفعول در اخذناه وَ فِي عادٍ و گردانيديم در قصهء قوم عاد نيز علامتى را إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ وقتى كه فرستاديم بايشان بادى را كه در آن اصلا خيرى و نفعى نبود « و عن على عليه السّلام الرياح خمسة منها الريح العقيم فتعوذوا باللّه من شرها » يعنى رياح پنج قسمتند بعضى از آن ريح عقيم است كه آبستن كنندهء درخت و حامل سحاب نيست پس پناه جوييد بخداى تعالى از شر اين ريح و چهار قسم ديگر ريح شمال و جنوب و صبا و دبورست . و در تفاسير عامه مذكورست كه مراد از ريح عقيم دبور است ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ اى مرت عليه يعنى وانگذاشت آن ريح هيچ چيزى را كه بگذشت بر آن إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ مگر كه گردانيد آن چيز را از مال و نفس مانند خاكستر . بنا برين مراد از رميم رمادست در من لا يحضره الفقيه از حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله و سلم روايت كرده كه هرگز بيرون نيامد باد از محل خود مگر بقدرى معين اما در زمان عاد سركشى كرد بر خازنان خود پس بيرون آمد به مقدار سوراخ سوزنى و هلاك كرد قوم عاد را . [ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 43 تا 46 ] وَ فِي ثَمُودَ إِذْ قِيلَ لَهُمْ تَمَتَّعُوا حَتَّى حِينٍ ( 43 ) فَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ ( 44 ) فَمَا اسْتَطاعُوا مِنْ قِيامٍ وَ ما كانُوا مُنْتَصِرِينَ ( 45 ) وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ ( 46 )